| ریشه های صد سال اخیر فعالیت های سیاسی آذربایجان غربی |
| مقالات - سیاسی | |||
| پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۵ ساعت ۲۳:۰۳ | |||
|
ریشه های صد سال اخیر فعالیت های سیاسی طی صد سال گذشته وقوع انقلاب مشروطیت ، طغیان و شورش شیخ عبیدالله، شورش جیلوها ، شورش اسماعیل آقاسیمکو ، تشکیل حکومت خودمختار آذربایجان، تشکیل جمهوری خودمختارکردستان ،وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی از مهمترین وقایع استان آذربایجان غربی بوده است که به مواردی اشاره می شود . آغاز مشروطیت جنبش آزادی و مشروطیت در آذربایجان غربی خصوصاً در ارومیه از سال 1288 شمسی ، آغاز گردید.مجاهدانی چون مشهدی اسماعیل افشار و مشهدی باقرخان رئیس به طرفداری از آزادی و مشروطیت قیام نموده و مسلحانه رهبری مشروطه خواهان را به دست گرفتند، اسماعیل افشار،جان خود در این راه فدا کرد . میرزا علی عسگر از علمای معروف ارومیه مردم را به مشروطیت دعوت می کرد ،حاج میرزا ابوالقاسم مجتهد نیز مخالف مشروطه بود و نویسندگان و شاعرانی چون حبیب الله خان آقا زاده، میرزا محمود غنی زاده سلماسی و میرزا محمود اشرف زاده با انتشار جراید و نوشتن مقاله های آتشین، مردم را به مشروطیت فرا می خواندند . در سال 1286 ش یعنی یک سال پس از جنبش مشروطیت، قوای عثمانی به دلیل ادعای ارضی وارد خاک ایران و حدود مهاباد و ارومیه گردید، به غارت و کشتار می پردازد در این زمان محمد علی شاه قاجار که در صدد بد بین کردن مردم به مشروطیت بود، مایل بود در همه جای کشور قتل، غارت و ناامنی توسعه یابد تا مردم از تحمل آن اوضاع به ستوه آمده دوباره به حکومت استبداد روی آورند و از این نظر از تجاوز قوای عثمانی به آذربایجان غربی راضی بود . سرانجام خود مردم ارومیه لشکری به فرماندهی مجدالسلطنه سردار تشکیل داده درصدد دفاع بر آمدند ولی ناگهان قوای عثمانی لشکر مجدالسلطنه را محاصره و 350 نفر از مسلمانان را به قتل می رسانند. انجمن ارومیه (اوضاع را) به مرکز اطلاع می دهد. نمایندگان مجلس صدایشان در می آید و به دولت اعتراض می کنند که به این ترتیب از هر طرف نیروی کمکی به ارومیه می رسد تا جلوی تجاوز عثمانی را بگیرند البته اکراد بیشتراز قوای عثمانی مردم را قتل و غارت می کردند. بالاخره در نتیجه کوششهای وزارت امور خارجه و میان جیگری نمایندگان ارومیه و انگلستان در ایران قرار شد سپاهیان عثمانی از خاک ایران خارج شوند و در کمیسیونی اختلاف مسائل مرزی خود را حل نمایند . دراین سالها که محمد علی شاه حکومت نظامی اعلام کرده بود و لیاخوف روسی را به فرماندهی قشون منصوب نموده بود، در سال 1326ه. ق بوسیله قزاق ها، مجلس را به توپ بست، علی رغم دفاع جانانه ای که آزاد یخواهان از مجلس کردند شکست خورده، عده ای از نمایندگان مجلس دستگیر و به قتل رسیدند. پس ازآن محمد علی شاه حکومت اسبتدادی مطلق برقرار کرد که این دوره از تاریخ به استبداد صغیر معروف است . بالاخره با وساطت قشون روس مقاومت مردم در هم شکسته شد ویازده ماه مقاومت مشروطه خواهان به جایی نرسید .با فتح تهران توسط سردار اسعد بختیاری در سال 1327 محمد علی شاه به سفارت روسیه پناه برده بعد از مدتی عازم روسیه شد(افشارسیستانی،1369،ص 438-435).
شورش شیخ عبیدالله شیخ عبیدالله در روستای نهری ( نییری ) یا نوچه واقع در مرز عثمانی سکونت داشت وی رئیس عشایر صحرانشین مرز ایران و عثمانی بود.شیخ عبیداله و پسرش شیخ صدیق در جنگ روس و عثمانی به نفع دولت عثمانی در بایزید با روسها جنگیدند و موقعیت هایی به دست آورده و طرف توجه دولت عثمانی واقع شدند . پس از پایان جنگ روس و عثمانی و به دست آوردن غنایم بسیار و غارت مردم ، شهرت و قدرتی پیداکردند (افشار سیستانی،1369،ص438). غائله شیخ عبیداله درسال 1917 قمری رخ داد،چماقداران و مسلحین او پس از تصرف میاندوآب و قتل و غارت آن شهر ، مغازه ها و خانه ها را آتش زدند.بعد به سوی شهر بناب و مراغه روانه شدند، ساکنان بناب سخت مقاومت کردند و ملا علی قاضی، روحانی شجاع آنجا مردم را تشویق به مقاومت نموده و خودنیز به همراه مردم دفاع می کرد. در نتیجه رشادت و دفاع مردم بناب ،کردان شکست خوردند و پسر شیخ به ساوجبلاغ فرار کرد. ملا علی قاضی پس از پایان جنگ بناب از طرف دولت به لقب سیف العلما ملقب شد . یکی از مورخان می نویسد : در دستگاه شیخ عبیدالله هیچ امکاناتی وجود نداشت تنها از طریق غارت دهات و اطراف، امرار معاش می کردند و بدون غارت یک روز هم نمی توانستند دوام بیاورند. با این که کنسول انگلیس از شیخ عبیدالله حکمی گرفته بود که چماقداران وی مزاحم روستای مسیحی نشین نشوند ولی آنها وقتی به قریه گولان (مسیحی نشین ) رسیدند اموال مسیحیان را غارت کردند و چند نفر را هم کشتند . شیخ عبیدالله 7 سال در ارومیه تسلط داشت، نهایتاً در حمله ای که به ارومیه داشت و در روستای سیر پناه گرفته بود، محل اقامت پسر شیخ توسط اقبال الدوله به توپ بسته شد و شیخ از این ماجرا ناراحت شده به طرف روستای خود بر می گردد. شیخ خیال عبور از مرز و رفتن به خاک عثمانی را داشت که دولت عثمانی جلوگیری می کند .شایان ذکر است شیخ عبیدالله برای تحریک عوام اعلام جهادی به شرح زیر نوشت و در میان ایلات و عشایر کرد نشر داد : «شیخ ماضی شفاهاً بر قتل و نهیب رافضی و خون و مال ایشان بر شما مباح نموده و نویدحکومت و بهشت داده است ». (منظور ازشیخ ماضی پدر شیخ عبیدالله بود که میان مردم نفوذ داشت). شورش جلوها ( جیلوها ) در خاک ترکیه حدود مرز ایران تعداد زیادی از نسطوریان در شهر های : وان ،نصیبین، جولاهک زندگی می کنند در گذشته عده ای از آنان در روستاهای پیرامون ارومیه ساکن بودند. جیلوهای عثمانی همزمان با آغاز جنگ جهانی اول مقادیری اسلحه به دست آورده و به تحریک انگلیس ها و روس ها در حدود ایران و عثمانی اغتشاش کرده و بافدائیان کرد عثمانی به جنگ پرداختند. دولت عثمانی دسته ای نظامی برای سرکوب آنان فرستاد، عده ای از جیلوها کشته شدند و حدود سی هزار نفر به سرپرستی بنیامین مارشمیون به ایران مهاجرت کرده و در سلماس و ارومیه ساکن شدند . جیلوها در ایران مورد حمایت روسها و میسیونرهای ارومیه قرار گرفته و به روستاهای مسیحی نشین تقسیم گردیدند . جلوها در بدو ورود مردمی آرام بودند ، ولی بتدریج به کارهای زشت دست زده و به چپاول اموال مردم پرداختند پس از شورش داخلی روسیه و تغییر رژیم آن دولت ، قزاقان روسی از افسران خود فرمان نمی بردند و به قتل و غارت مردم ارومیه و روستاها پرداختند چون در مرگور دوتن کشته روسی پیدا شد به آنجا تاخته و آبادیها را آتش زدند.جیلوها در جنگی عبدالله خان سرکرده قزاق را زخمی کرده و بازار ارومیه را تاراج و سپس آتش زدند. در این زمان روس ها عازم روسیه بودند.مارشیمون رهبر جیلوها و مسیحیان دیگر که آرزوی اشغال ارومیه و تشکیل یک کشور مستقل را داشتند اسلحه روسها را خریدند . مارشیمون و پطرس از سلماس به ارومیه آمده و به همدستی مستمر بیگانگان بسیج می شدند، بالاخره جنگ میان مسلمانان و جیلو ها آغاز شد و تعداد زیادی از دو طرف کشته شدند . جیلوها در مقابل مقاومت سخت مسلمانان نتوانستند کاری از پیش ببرند، با این حال با وجود مقاومت مردانه قزاق ها و تلفاتی که به جیلوها وارد می آورند.قورخانه به دست جیلوها افتاد و قزاقخانه از میان رفت، جیلوها به چند محله هجوم آوردند خانه ها را غارت کردند و حدود پانصد خانه را آتش زدند و اهالی را کشتند .جیلوها اداره امور ارومیه را به دست گرفتند و پس از تسلط بر ارومیه به روستاها رفته به قتل و غارت مردم پرداختند، مارشیمون با نیروی کافی به سلماس رفت و آن شهر را تصرف و در روستای خسروآباد اقامت گزید و به فرمانروایی پرداخت . مارشیمون که در فکر پیوستن اسماعیل آقا سیمکو به جیلوها بود به او پیغام داد و تقاضای ملاقات کرد. قرار شد هر دو به کهنه شهر آمده با هم ملاقات کنند، روز 25 اسفند 1296 شمسی مارشیمون با 140 سوار به کهنه شهر رفت سیمکو نیز با چند سوار آمد ولی دستور داده بود عده ای نیز بعد بیایند. سیمکو و مارشیمون به مذاکره پرداختند که سواران شکاک رسیده و پشت بام خانه ها سنگر گرفتند. در این جلسه سیمکو به رهبر جیلوها قول همکاری داد، سپس مارشیمون با بدرقه سیمکو از ساختمان خارج شد ولی قبل از سوار شدن به کالسکه ، سیمکو با شلیک گلوله او را از پای در آورد و سواران شکاک نیز همراهان او را کشتند،اسماعیل آقا به چهریق بازگشت.جیلوها از کشته شدن پیشوای خود آگاه شدند. شورش کردند و طبق دستور سران خود مدت 12 ساعت به قتل عام مردم دست زدند و ده هزار تن مسلمان و یهودی ارومیه را کشتند . روز 30 اردیبهشت 1927 ش شمشه فرهاد (خمو) نامی از آشوریان روستای وزیر آباد به ارومیه آمد و عظیم السلطنه حکمران ارومیه( ازجیلوها) را کشت .به دستور پطرس رئیس ژاندارمری (ازجیلو ها) شمشه فرهاد دستگیر و در منزل عظیم السلطنه به دار آویخته شد. چند روز بعد عثمانی ها وارد خاک ایران شده و تا روستای کریم آباد 24 کیلومتری ارومیه پیش رفتند و مسیحیان با عثمانی ها به زد و خورد پرداختند . عثمانی ها به کمک مسلمانان تعدادی زیادی از جیلوها را کشتند . عثمانی ها از سوی سلماس نیز جیلوها را تحت فشار قرار دادند و مسیحیان با زنان و فرزندان و چهار پایان خود از ارومیه فرار کردند به این ترتیب ارومیه به دست عثمانی ها افتاد و آشوبی که جیلوها برپا کرده بودند فرو نشست و پس از چندی عثمانی ها نیز ارومیه را تخلیه کردند(افشار سیستانی،1369،ص449-51). شورش سیمکو غائله اسماعیل آقا سیمکو در سال 1337هـ . ق حدود چهل سال بعد از غائله شیخ عبیدالله بوده است در منابع تاریخی از این فرد تحت عناوین سیمکو ، سیمقو ،سمکو ، سیمیتگو وسیمیتقو نام برده شده است که گویا در زبان کردی مخفف اسماعیل آقا می باشد.اسماعیل آقا پسر محمد آقا رئیس ایل شکاک بوده و در دژمحکم چهریق واقع در مرز ترکیه و ایران ساکن بود(اباذری،1384،ص19). اسماعیل سیمکو از حکومت مرکزی گاهی فرمان می بردوگاه شورش می کرد دولت ترکیه جدید و حکومت باکو از وی حمایت می کردند.هنگامی که روس ها از ایران رفتند سیمکو از آنان اسلحه خرید و قدرتی بدست آورد.سیمکو بارها شورش کرد و با دولت مرکزی جدال نمودبه دستور وی ارشدالملک فرماندار ارومیه را دستگیر و خود فرماندارشد.عمر شکاک مامور دفع سروان اسد خان شد که برای سرکوب سیمکو آمده بود در سال 1299 ش سمکو بعد از تصرف سلدوز به مهاباد حمله کرد و قوای دولتی را شکست داده سید طه را به فرمانداری مهاباد گمارد.در سال 1300 قصد تصرف مراغه را داشت که سر لشکر امان ا.. جهانبانی به فرماندهی کل قوا رسید . روز چهارم مرداد 1301 ش عملیات نظامی از سه طرف آغاز گردید اسماعیل آقا و عمر شکاک دو سه روز پایداری کردند ولی بالاخره دست از مقاومت برداشتند و در 26 مرداد 1301 به ترکیه فرار کردند. دولت چندی بعد عفو عمومی صادر کرد و کردانی که همراه سمکو به ترکیه رفته بودند به روستای خود بازگشتند وامنیت در آذربایجان غربی برقرار گردید . سمکو دو سال در مرز ایران و ترکیه آواره و سرگردان بود در سال 1303 شمسی از دولت ایران اجازه گرفت تا در خاک ایران سکونت نماید ولی این بار نیز آرام نگرفت و شورشهایی را رهبری می کرد . شب دوم تیر ماه 1305ش سربازان و درجه داران هنگ مختلط آذر در سلماس شورش کردند و سرهنگ یوسف خان فرمانده هنگ را کشتند اسماعیل آقا سمکو که از این خبر آگاه شده بود در مرداد 1305 ش به قصد تسخیر سلماس عازم آنجا شد و به شهر حمله کرد .زدو خورد آغاز شد و قوای دولتی به شدت ازشهر دفاع کردند عده ای از کردها وارد سلماس شده و نقاط غیر مسکونی و باغها و خرابه های قدیمی را اشغال کردند و با افروختن آتش به افراد خارج از شهرعلامت دادند .سمکو و تفنگچی هایش وارد شهر شدند ولی سربازان آن ها را محاصره کردند . هنگام غروب کردها دست از دفاع برداشته و از شهرمتواری شدند .مهاجمان باردیگر حمله کردند، چون پایداری سربازان را دیدند، عقب نشینی کردند و سیمکو به ترکیه پناهنده شد. سیمکو تا سال 1309 ش در مرز ایران و ترکیه متواری و سرگردان بود ،سمکو در این سال بافرمانده پادگان اشنویه در مرز ملاقات می کند و تحت الحفظ به اشنویه آورده می شود .سمکو در سال 1309 (30 تیر) طبق نقشه در اشنویه به قتل می رسد و پسرش خسرو مجروح شده به کمک کسان اسماعیل آقا به ترکیه فرار می کند .پس از کشته شدن سمکو ، خانواده وی متلاشی می شوند،عمرخان شکاک نیز دستگیر و به تهران اعزام و در زندان قصر زندانی می شود که پس از شهریور 1320 ش از زندان آزاد و به محل سکونت خود باز می گردد (افشارسیستانی،1369،ص456-454). از دیگر مسائل مهم این استان بعد از وقوع جنگ جهانی اول و دوم که استان آذربایجان غربی نیز به نحوی محل تاخت و تاز قوای روس ، انگلیس ، عثمانی ومتفقین بود، تشکیل فرقه دمکرات کردستان و فرقه دمکرات آذربایجان است که اشاره می شود . فرقه دمکرات – چگونگی تشکیل حکومت خود مختار پس از جنگ جهانی دوم شوروی مجبور بود طبق تعهداتش در جریان کنفرانس سران متفقین در تهران ، قوایش را از آذربایجان خارج کند . به پیروی از سیاست استعماری پطر کبیر وآرزوی دست یابی به منابع عظیم نفتی و موقعیت استراتژیکی ایران و در نتیجه تسلط یافتن به کشورایران ، سوریه و لبنان و آرزوی رواج کمونیسم درآسیا ، شوروی به فکر افتاد تا پیش از تخلیه ایران ، جای پایی در این کشور فراهم کند و ضمن گرفتن امتیازهای سیاسی و اقتصادی مقدمات انضمام آذربایجان را به خاک خود فراهم سازد.حزب توده که آبرویی بین مردم نداشت بنابراین چهره جدید ی لازم بود، پیشه وری که اعتبار نامه اش در مجلس چهاردهم لغو و روزنامه اش توقیف شده بود، مهره مناسبی بود.وی در سوم شهریور ماه 1324 ش وارد تبریز شد و طبق تعلیماتی که قبلاً در خارج دیده بود با همکاری صادق پادگان اساس فرقه دمکرات آذربایجان را طرح ریزی و روز 12 شهریور ماه 1324 شمسی بیانیه معروف فرقه را صادر و منتشر کرد. فرقه دموکرات نتوانست در آذربایجان غربی پایگاهی پیدا کند ولی عده ای ماجراجو احیاناً جوانان کم تجربه به آن حزب وارد شدند .گردانندگان اصلی حزب و دموکرات ارومیه چندان زیاد نبودند روستائیان ارومیه نیز به این حزب توجه نداشتند و عده ای از ترس مقامات خارجی و نگهداری خود عضویت آن را به ظاهر پذیرفته بودند و گرنه اعتقادی به حزب و تشکیلات آنها نداشتند. حمله فدائیان دمکرات روز 4 آبان 1327 ش ، آغاز گردید، شهر میانه به تصرف آنان در آمد. با حمایت شوروی فرقه دمکرات با اطمینان خاطر به اشغال شهر های زنجان و آذربایجان چون تبریز، مراغه و مشکین شهر و آستارا پرداخت و عده ای از افسران ، فرمانداران و ماموران دولت را به وضع هولناکی به قتل رساند و در 21 آذر 1324 ش رابطه آذربایجان با تهران قطع و نسبت به اشخاص برجسته و وطن پرست ظلم و ستم و قتل و غارت آغاز شد. در روز 21 آذر 1324 ش حکومت خود مختار آذربایجان به ریاست پیشه وری در تبریز تشکیل شد،پیشه وری دولت و مجلس خود را تشکیل داد.دولت ایران برای اعمال حاکمیت خود بر آذربایجان که بدون تخلیه نیروهای شوروی از کشور امکان پذیر نبود به سازمان ملل متحد شکایت کرد ولی به سبب وتوی شوروی به آن ترتیب اثر داده نشد. در مقابل این حوادث اقدامهای جدید از سوی حکومت ایران آغاز شد و قوام السلطنه به نخست وزیری انتخاب و در 28 بهمن ماه 1324 در راس هیئتی به شوروی رفت و در پی مذاکراتی که با رهبران شوروی به عمل آورد موافقت شد که درباره نفت شمال قرار داد بسته شود و مسئله آذربایجان نیز به شکل مسالمت آمیز حل گردد.قرار داد نفت در 15 فرودین 1325 ش در تهران به امضا رسید ولی اجرای آن موکول به تصویب مجلس شورای ملی شد.نیروی های اشغالگر پس از امضای قرار داد مذکور در اثر اقدامات ایران در سازمان ملل متحد در اردیبهشت ماه 1325 شمسی ایالتهای شمالی ایران را تخلیه کرد . برای حل مسئله آذربایجان ازاردیبهشت تا شهریور 1325 ش مذاکره در تهران و تبریز با فرقه دمکرات صورت گرفت و با وجود تمام مساعی دولت، بی نتیجه ماند زیرا حکومت پیشه وری تقاضای جدایی آذربایجان از خاک ایران رامی کرد. فرقه دمکرات ضمن تجهیز کامل خود دسته های مسلح به قصد گیلان و کردستان نیز اعزام می کرد.تا اینکه 15 آذر 1325ش یک ستون تقویتی و قوای نظامی به سوی میانه رهسپار گردید روز 20 آذر پس از دو روز جنگ سخت در هوای سرد و نواحی صعب العبور قافلانکوه نخستین واحد ارتش وارد میانه شده،روز 21 آذر شش ستون موتوریزه به سوی تبریز،مراغه،سراب،آستارا،ارومیه ورشت به حرکت در آمد.دراین هنگام مردم تبریز قیام کرده، فرستنده رادیو را تصرف و به ستون اعزامی می گفتند : «برادران نظامی زودتر تشریف بیاورید و قدمتان بر روی چشم. ما تبریز را ازلوث وجود خائنان پاک کردیم و با آغوش باز و پر از محبت در انتظار شما هستیم». اولین واحدهای ارتش روز 22 آذر ماه 1325 ش به تبریز رسید اهالی به استقبال ستون آمدند و عده ای میهن پرستان متجاسران را خلع سلاح و انتظامات شهر را در دست گرفته بودند و فقط چند مرکز مقاومت باقی مانده بود که با ورود ستون سرکوب شدند .عده ای از روسای فرقه مانند جعفر پیشه وری،غلام یحیی و دیگران خود را به مرز رسانده از طریق جلفا از کشور خارج و به شوروی پناهنده شدند.تا پایان آذر ماه 1325ش سراسر آذربایجان از موجود عناصر ماجرا جو و تجزیه طلب پاک شد و حکومت دمکراتها با رسوایی خاتمه یافت این واقعه از برزگترین وقایعی بود که روی داد و اهمیت جهانی به خود گرفت. پیش از ورود قوای دولتی به ارومیه،میهن پرستان،سران دمکراتها را دستگیر و در استانداری جمع کردند این افراد عبارت بودند از آزاد وطن رئیس فرقه دمکرات ارومیه ، عباس متقی معاون و مشاور وی ، محمد علیخان موید زاده ، بهرام نامی، دکتر به به ، یکانی ، جیبود درشکه چی و عده ای دیگر . این افراد همگی تیر باران شدند.ستون نظامی که از تبریز به سوی ارومیه حرکت کرده بود روز 25 آذر ماه 1325 وارد شرفخانه شد و با کشتی از دریاچه ارومیه گذشت،شب 26 آذر در میان احساسات شدید اهالی به شهر ارومیه وارد شدند و حکومت دمکراتها در آذربایجان غربی خاتمه یافت(افشار سیستانی ،1369،ص468-460). حکومت خودمختار کردستان حزب دمکرات کردستان در سال 1322 با حمایت شوروی وتوسط فردی بنام قاضی محمد تشکیل شد در بهمن ماه 1324 همزمان با اشغال آذربایجان توسط فرقه دمکرات آذربایجان قاضی محمد نیز به عنوان دبیر کل حزب دمکرات کردستان ،حکومت خود را در شهر مهاباد تشکیل داد چون تاریخ مصرف او به پایان رسید، به دنبال توافق دولت ایران و شوروی قاضی محمد به همراه برادرش سیف قاضی و چند نفر دیگر از اعضای این حزب اعدام شدند و بساط فرقه دمکرات کردستان بطور موقت چیده شد.و بعد از آن وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی است که تنها چند روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که دشمنان اسلام وانقلاب زمینه های جنگ تحمیلی را بوجود آوردندو بر مردم شهید پروراين مرزوبوم، جنگی ناخواسته را به مدت 8 سال تحمیل نمودند. فعاليت هاي سياسي قبل از انقلا ب اساسا آذربايجان يكي از قطب هاي قدرتمند حمايت از فكر ديني از اعصار گذشته است. در انقلاب اسلامي نيز آذربايجان و در رأس آن شهرهاي تبريز و اروميه نقش تعيين كننده اي در شكل گيري مبارزات سياسي عليه رژيم شاهي داشتند.هر چند اروميه ديرتر از تبريز تظاهرات علني خود در مخالفت با رژيم را بروز داد،اما حركات چريكي و مبارزات زيرزميني آن خيلي پیشتر بود. گروه هاي مبارزي كه تحت هدايت و فرماندهي امام جمعه اروميه حجت الاسلام حسني بر پایه فکر دینی شکل گرفت ،مشی مسلحانه رابرای مقابله با رژیم درپیش گرفتند و از طريق تهيه سلاح به مبارزه اي بي امان با نظاميان رژيم در منطقه پرداختند. در كنار چنين حركت هايي و به دنبال آشكار شدن ضعف رژيم در پاسخگويي به مطالبات اساسي مردم ، اعتراضات ملي شروع گرديد.نقطه عطف اين حركت و اعتراضات از تهران شروع شد ودر ارومیه با اعتصاب كاركنان ادارات و بخصوص فرهنگيان در ساختمان دادگستري كليد خورد و به زودي ابعاد گسترده تري به خود گرفت.پيوستن اقشار مختلف مردم به اين اعتراضات و انجام راهپيمايي هاي متعدد در زمان بين مهر 57 تا پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن كه معمولا تحت رهبري روحانيت مبارز شهرحجت الاسلام حسنی و(نیز آقايان قره باغي وقرشي و.....) و در مسير خيابان امام صورت مي گرفت،شاكله سياسي و نظامي حكومت را در استان به هم ريخت.اوج اين تقابل راهپیمایی مردم اروميه در تاسوعا و عاشوراي حسيني و درگیري نيروهاي انقلابي و ارتش رژيم در مسجد اعظم و به توپ بستن اين مسجد توسط تانك هاي رژيم بود. درگيري نيروهاي انقلابي و ارتش رژيم شاهي در مسجد اعظم و پيروزي مبارزان راه انقلاب در اين درگيري كه باعث عقب نشيني نظاميان به پادگان لشكر 64 گرديد ،نقطه شروع اضمحلال قدرت رژيم طاغوتي در منطقه بود چون به دنبال اين قدرت نمايي توسط انقلابيون ، نظاميان رژيم ، روحيه خود را باخته و جرأت درگيري با مردم را از دست دادند و به تدريج و به دنبال ورود حضرت امام (ره)به كشور كنترل شهر همانند ساير نقاط كشور به دست رهبران انقلاب افتاد و به اين ترتيب طومار رژيم شاهي در هم پيچيد (اسمعیل زاده،1386،ص168).
|
