دوشنبه خرداد 01 , 1391
TEXT_SIZE
   

شهدای آذربایجان غربی

مهدي اميني

میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

نام و نام خانوادگي: مهدي اميني

تاريخ تولد:1332

محل تولد:اروميه

محل شهادت: مهاباد(روستاي گوگ تپه)

تاريخ شهادت:1360

آخرين مسئوليت: فرمانده عمليات سپاه اروميه



دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت تهران، رابط حوزه علميه قم و شهرستان ها، اعلاميه ها و اسلحه ها را به تمام استانها، مهدي توزيع مي كرد. قرآن و نهج البلاغه را در قم از علما و در خانواده از مادر مكرمه اش فرا بگيرد، در سياست، خط حزب ا... را با خون خود زيبا نوشت و در وقت مسئوليت شمع بيت المال را بر خود روا نديد تا پذيرفته درگاه خدايش شود.

شهيد مهدي اميني، در سال1356، مهندسي راه و ساختمان را در دانشگاه علم و صنعت تهران به پايان رساند و در سالهاي دانشجويي به مبارزين انقلابي  پيوست او در پيروزي انقلاب، به واسطه رابط بودن قم با شهرستانها و انتقال اسلحه به اروميه و ديگر شهرها، سهم زيادي به خود اختصاص داد. پس از پيروزي انقلاب مسئوليت شركت نويد اروميه را پذيرفت و بعد به سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي پيوست در سركوب غائله هاي كردستان،شجاعانه رزميد و عاقبت در حين راندن اشرار از اطراف شهر مهاباد به سال 1360، به شهادت رسيد و امانت سالها پايداري را به دوش مردمانش گذاشت.

 

عسگر بایرام زاده

 

نام و نام خانوادگی: عسگر بایرام زاده

تاریخ تواد: 1330

محل تولد: روستای گلوان- نقده

تاریخ شهادت: 12/4/1363

محل شهادت: محور عملیاتی مهاباد

تصحیلات: ششم نظام قدیم

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده گردان جندا...


خبر رسید که بچه های گردان در روستای مهیند سلدوز به کمین حزب افتاده ات، چون رعد جهید، همیشه کارش چنین بود محاصره را می شکست، آتش عسگر، رعب را به تن ضد انقلاب می انداخت، دانستند که او آمده است. دستان خرچنگ گونه شان را می کوبید و روستا ایمن می شد و او نیز در سایه سار شهادت می آرمید.

شهید بایرام زاده با پیروزی انقلاب اسلامی به عزان((جوانمرد)) در ژاندارمری مشغول به خدمت شد و بعد از یک سال و نیم به عضویت سپاه پاسداران درآمد و به واسطه رشادت و شهامت، فرمانده گردان جندا... منصوب و در محورهای عملیاتی نقده، بانه، میاندوآب و مهاباد، بر علیه ضد انقلاب شورید و سرانجام هنگام پاکسازی محور عملیاتی مهاباد، ازناحیه سر، راست بدن مجروح و به شهادت رسید.

 

منبع:

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

رحيم شكري

میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

 

نام و نام خانوادگي: رحيم شكري

تاريخ تولد:1337

محل تولد: نقده، كهريز

محل شهادت: شلمچه كربلاي 5

تاريخ شهادت:1365

آخرين مسئوليت: فرمانده گردان

مي خواست در ميان دانش آموزان باشد و از نزديك و چهره به چهره به روشنگري بچه هاي كلاس و مدرسه بپردازد اما نيم نگاهيبه آن سوي داشت، مي ديد كه خانه ها در محاصره آتش اند و دلهايشان پر از دغدغه، ناگاه صدايي از دشت برخواست و او به آن سو رفت و ديگر نيامد.

شهيدشكري در سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي، خدمت سربازي اش را به پايان رساند و به استخدام آموزش و پرورش در آمد. در سال 1361 بعنوان مسئول تربيت بدني و امور تربيت در پيرانشهر خدمت نمود، يكسال بعد به مدت 3 ماه به جبهه غرب اعزام شد در سال 64-65 چندين بار جبهه هاي جنوب را آزمود و عاقبت در سال 1365، شلمچه را براي كربلايي شدن برگزيد.

 

منبع:

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

صالح الهیارلو

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

 

نام و نام خانوادگی: صالح الهیارلو

تاریخ تولد: 1341

محل تولد: فیرورق خوی - روستای ینگجه

تاریخ شهادت: 6/8/1362

محل شهادت: پنجوین- عملیات والفجر 4

تصحیلات: دیپلم رشت راه و ساختمان

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده گردان سپاه- ابوالفضل العباس(ع)


نوزده سال بیشتر نداشت اما تجربه دفاع در عملیاتهای مسلم ابن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر2، والفجر 4، فتح المبین، بیت المقدس و رمضان از دلاوری فهیم و مقاوم ساخته بود. ترکش خصم در چشم صالح او را مانع نشد که راه حق را نیافته باشد وقتی دیده از دست رفت، دست خود را به تبرک حضرت عباس(ع) نیز تقدیم دوست کرد تا اینکه جان را نیز...

فرمانده گردان ابوالفضل العباس (ع)، آداب و آیین دین را از برادر روحانی اش (حاج علی) آموخت و تا اخذ دیپلم فنی (راه ساختمان) با محافل و مبارزان ضد رژیم پهلوی نیز آشنا شد پس از پیوستن به جرگه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 8 عملیات بزرگ غرب و جنوب شرکت کرد و ضمن مجروحیت از ناحیه چشم در آخرین عملیات، با مقاومت در محاصره دشمن، پس از قطع دست راستش، جان به جانان سپرد.

   

علي علمي نيك

نام و نام خانوادگي: علي علمي نيك

تاريخ تولد:1325

محل تولد: نقده، تابيه

محل شهادت: جاده اشنويه- پاكسازي

تاريخ شهادت:1359

آخرين مسئوليت: فرمانده سپاه نقده



متواضع بود و اهل قناعت، دروس ديني در جان او اثري ماندگار گاشت بود، با پيروزي انقلاب معلمي را با جهاد آميخت و هرگز برنمي تابيد كه چهره معصوم انقلاب اش، گرد غم به خود بگيرد، شروع كرد به درو آتش و چون پروانه به آن آتش نيز سوخت.

شهيد علمي، فرمانده سپاه نقده، ضمن ادامه تحصيل در دانشگاه به دروس ديني نيز پرداخت و در حوزه با مبارزين انقلابي آشنا شد با پيروزي انقلاب اسلامي به جمع سپاهيان انقلاب پيوست و در سالهاي 58-59 به مقابله گروهكهاي جنوب استان آذربايجانغربي پرداخت و عاقبت در جاده اشنويه، هنگام بازگشت از پاكسازي منطقه با برخورد به مين به شهادت رسيد.

   

حسين زمانلو

میانگین امتیار کاربران: / 5
ضعیفعالی 

 

زندگي نامه سردار سرتيپ 2 پاسدار حسين زمانلو

سردار سرتيپ 2 پاسدار شهيد حسين زمانلو در روز تاسوعاي حسيني به سال 1343در يكي از روستاهاي شهرستان خوي به نام »چاوشقلي« ديده به جهان گشود .

وي دوران ابتدائي را در همان روستا و سپس دوره راهنمايي و دبيرستان را در شهرستان خوي به پايان رساند.

وي در ابتداي دوران پيروزي انقلاب اسلامي 15 سال داشت و به همراه دوستان در راهپيمايي ها شركت مي نمود و در سال 1362 به همراه جمعي از دوستان خويش به جبهه هاي جنوب اعزام شد .

در سال 1363 به منطقه كردستان رفت ودر همان جا بر اثر بمباران شيميايي شهرستان سردشت مجروح گشته و پس از يك سال مداوا علي رغم قبولي در آزمون استخدامي بانك سپه به عضويت سپاه در آمد .

شهيد در طول خدمت مسئوليت هايي همچون رابط و تامين قرارگاه مقدم ، معاون مخابراتي محور عملياتي قرارگاه مقدم ، فرمانده گردان جنگال گروه مخابرات ظفر، فرمانده گردان جنگال گروه مخابرات قدس و در سال 1383 به عنوان فرمانده مخابرات تيپ اباعبدا... الحسين(ع) معرفي شد.

ايشان در طول خدمت با تحصيلات دبيرستاني وارد دانشگاه شد و موفق به اخذ مدرك ليسانس در رشته حقوق گرديد.

شهيد الگوي اخلاق نيك و پسنديده بود و سر انجام در 4 اسفند ماه 1385 به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

از شهيد دو فرزند پسر و سه دختر به يادگار مانده است.

شهيد زمانلو كه از همين خاك برخاسته و در زمينه امور مخابراتي جلوه اي ويژه داشت نبوغ و نو آوري ازوجودش مي باريد تفكرات زيادي داشت كه مخابرات تنها سيستم ارتباط دهنده نباشد ، بلكه بايد بتواند به سيستم راهنماي عملي تبديل شود . وي از طرح هايي سخن مي گفت كه اگر شنوندگان او را نمي شناختند حرف ها را رويايي تلقي مي كردند اما آنان كه او را مي‌شناختـند مي دانستند اگر امكاناتش را فراهم كنند او سازنده و مخترع بزرگي مي‌شـود توجه به نوآوري در هر كاري مد نظرش بود ، جديت و تلاش از شاخصه هاي ويژه او بود .

علاقه به حضور در صحنه هاي نبرد در دفاع مقدس و در گيري با اشرار و ضد انقلاب به عنوان ويژگي خاص او نقل همه دوستان بود واراده بزرگي را در وجود خود پرورش داده بود.

روحش شاد و يادش گرامي باد.

   

حمید باکری

نام و نام خانوادگی: حمید باکری

تاریخ تولد: 1334

محل تولد: شهرستان ارومیه

تاریخ شهادت: 3/12/1362

محل شهادت: پل مجنون عملیات خیبر

تصحیلات: دانشجو

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: قائم مقام لشکر 31 عاشورا

راز در چشمانش موج می زد و دل بیقرارش او را، سایه به سایه ولایت می گرداند، غم مطبوعی در چهره داشت، صبور و فکورانه گمشده اش را می جست، همیشه نگران خود و عاقبت انقلابی بود که امامش آن را می پنداشت و برای پاسداری آن چشم بر هم نگذاشت، بی نشان جنگید و امروز جز یادش و کلامش نشانی از او نداریم.

حمید بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با تجاربی که از پایگاه های جنوب لبنان و سوریه اندوخته بود و فرمانی که از دست صالح انقلاب درفرانسه در قلب داشت وارد کشور شد و در ارومیه، فرمانده بسیج شد و در جنگ 28 روزه سنندج شرکت نمود. مدتی نیز در جهاد و شهرداری ارومیه مشغول فعالیت شد و سپس به جبهه های جنوب رفت، در فتح خرمشهر، شکست حصر آبادان، عملیات رمضان والفجر، فتح المبین، مسلم بن عقیل بعنوان فرمانده گردان، فرمانده تیپ و قائم مقام لشگر 31 عاشورا رزمید و در عملیات خیبر، به شهادت رسید و پیکرش همچنان ناپیداست.

 

   

ودود ابراهیمی

میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

 

نام و نام خانوادگی: ودود ابراهیمی

تاریخ تواد: 1342

محل تولد: روستای قره گوزلو- میاندوآب

تاریخ شهادت: 21/5/1366

محل شهادت: پایگاه گرگان- کردستان

تصحیلات: دانشجوی رشته پزشکی

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- فرمانده عملیات سپاه سقز


سختی روزگار را در معاش پدر تجربه کرده بود. تا می توانست، به دستان پنبه بسته پدر خیره می شد و هرآنچه در توان داشت در تحصیل علم و اعتقاد بکاربست و با تواضع به اعمالش رنگ خدایی داد، برای همین بود که در آخرین عملیات سپر همرزمانش شد...

شهید ودود ابراهیمی پس از پذیرفته شدن در رشته پزشکی دانشگاه ارومیه به عضویت سپاه پاسداران در آمد و به شهر سنندج اعزام شد. در همان شهر به فرماندهی گروهان منصوب و سپس فرمانده عملیات سپاه سقز را پذیرفت. ودود در پنجم مرداد 1366 برای مانع شدن از پایگاه گرگان (توسط حزب دموکرات) دلاورانه رزمید و به شهادت رسید.

 

منبع :

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

احمد فیروزی

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

 

آموزگار شهید احمد فیروزی

متولد :۱۴/۳/۱۳۳۷ ارومیه

تاریخ و محل شهادت : ۱۰/۹/۵۹ آبادان

متولد ۱۳۳۷ در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود دوران کودکی او فراز و نشیب زیادی داشت وی مقاطع تحصیلی اش را در شهر ارومیه سپری نمود و وارد دانشسرای مقدماتی شد .

شهید فیروزی وقتی به جبهه اعزام می شد فرزندش را بویید ولی نبوسید او می گفت :می ترسم این بچه وسوسه دلم شود و مرا در این راه متزلزل کند.

معلم شهید  با نگتهی نافذ و کلامی صریح و عریان مسئولین جامعه را هشدار می دهد و خطرات سقوط اجتماعی را یاد آور می شود:

"سخنم با یک عده از کسانی که در راس امور هستند و هر کدام از این ها می خواهند از خون بهای شهیدان استفاده کنند و همان روابط زر و زور و تزویر را در زیر ماسک مذهبی بودن و اسلام پیاده نمایند."

   

مهدی باکری

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

نام و نام خانوادگی: مهدی باکری

تاریخ تولد: 1333

محل تولد: میاندوآب

تاریخ شهادت: 25/12/1363

محل شهادت: آبهای دجله- عملیات بدر

تصحیلات: مهندس مکانیک

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده لشگر 31 عاشورا

می خواست به آبها بپیوندد و مسافر آبها نام بگیرد، خبری خوش او را سیراب ساخته بود، برای آن ضیافت، دوستانش را هم دعوت می کرد و می گفت : آنچه من اینجا می بینم اگر شما دیده باشید، دل از سفر نمی کنید، موج های آب تشنه دیدارش بودند او را در کام شان نشاندند تا سیراب شوند.

مهندس مهدی باکری تحصیل کرده دانشگاه تبریز (مهندسی مکانیک) قبل از انقلاب به دانشجویان مبارز میاندوآب پیوست و همراه برادرش حمید، در رساندن اسلحه به انقلابیون تلاش کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در جهاد سازندگی استان، دادستانی انقلاب، شهرداری ارومیه(شهردار) قبول مسئولیت نمود و بعد از ورود به سپاه، فرمانده عملیات سپاه ارومیه را به عهده گرفت. در جبهه های جنوب با عنوان قائم مقام تیپ نجف اشرف در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس ادای دین نمود و بعد با عنوان فرمانده تیپ عاشورا- لشگر عاشورا  11 عملیات بزرگ جنگی را به انجام رساند و در عملیات بدربا اصابت ترکش به قایق حامل پیکرش شهید شد.

منبع:

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

علی حاج حسینلو

 

نام و نام خانوادگی: علی حاج حسینلو

تاریخ تواد: 1337

محل تولد: خوی

تاریخ شهادت: 21/11/1364

محل شهادت: آزاد سازی فاو- حاشیه غربی اروند

تصحیلات: دانشجو- انستیو تکنولوژی تبریز

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: قائم مقام تیپ بیت المقدس- فرمانده محور عملیاتی- فرمانده گردان ابولفضل العباس(ع)


قرآن به نیکی قرائت می کند، زمان در نظرش بسیار کوتاه می نماید، همیشه در گذر و حرکت است، ساک اش پر اعلامیه امام از آن خانه به این مسجد و... ساواک چار چشمی مراقب خانه اش بود غافل از اینکه او شیفته دو چشم ازلی است که برایش جان فواید داد.

شهید حاجی حسینلو، یکی از فعالین مبازر در قبل از انقلاب بشمار می آید که فعالیت بر علیه رژیم را از مسجد و هیئت شروع نمود با پیروزی انقلاب، ضمن هدایت راه پیمایی ها، مسئولیت کمیته انقلاب را بعهده می گیرد و جزو اولین اعضای سپاه خوی می شود. سپس با قائم مقام سپاه ماکو، سپاه نقده به مقابله با اشرار رفت. عاقبت در جبهه های جنوب به عنوان معاون تیپ بیت المقدس و فرمانده گردان لشگر عاشورا، در جریان آزادسازی فاو پیکر مبارکش متلاشی و ذرات وجودش میهمان کوی یار می گردد.

 

منبع :

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

مجيد برزگر

 

نام و نام خانوادگي: مجيد برزگر

تاريخ تولد:1338

محل تولد:تكاب

محل شهادت: شلمچه- كربلاي 5

تاريخ شهادت:1365

آخرين مسئوليت: فرمانده گردان

مجيد، ديده بود كه در تهران چگونه مشت ها، چون بيرق، كربلا را صدا مي زند، خود بارها از ميان تير و آتش گذشته و بر لاله اي زخمي نشسته و گوش به زمزمه هايش سپرده بود. چشم برهم       نمي گذاشت، مي ترسيد كه ائله هاي كردستان، بادهاي مسموم در ذهن بچه ها گل انقلاب را پژمرده كند به همين خاطر بهارش را داد تا خزان به كوي انقلاب راه نيابد.

شهيد مجيد برزگر، فرمانده گردان علي اكبر(ع) لشگر 31 عاشورا، با آغازين روزهاي انقلاب در تهران به مبارزين پيوست و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايجاد هسته هاي مقاومت و تشكيل سپاه تكاب تلاش كرد، وي قبل از استخدام درآموزش و پرورش، 6 ماه معاون عمليات سپاه كامياران شد سپس كار معلمي را پيشه رفت. اما در آستانه عمليات كربلاي 5، به جنوب اعزام و در حين فرماندهي گردان علي اكبر(ع) در شلمچه به شهادت رسيد.

   

محمد حنيفه درستي

 

زندگي‌نامه سردار سرتيپ پاسدار محمد حنيفه درستي

سردار سرتيپ پاسدار محمد حنيفه درستي در اواخر تابستان 1337 در روستاي قوروق شهرستان خوي ديده به جهان گشود.

عليرغم فشارهاي زندگي كه بر روي خانواده بود، پس از خدمت سربازي به دليل شرايط حساس منطقه شمال غرب كشور و حضور گروهك هاي ضد انقلاب از تاريخ 57/12/23 به مدت يك سال به عنوان چريك در يگان هاي لشكر64 پياده اروميه خدمت نمود؛ تا اينكه فكر پيوستن به جمع سپاهيان پاسدار او ، در تاريخ 59/3/13 محقق شد.

او جزو افرادي بود كه پس از پايان دوره آموزشي در جهت برقراري امنيت در منطقه عملياتي صنور خوي حضور يافته و پس از اندك مدتي به دليل تجربه و لياقتي كه از خود نشان داد سر پرستي اردو گاه عملياتي به او سپرده شد و از آن به بعد تا روز شهادتش در مناطق عملياتي حضورمداوم داشت .

جاي جاي مناطق عملياتي، حنيف را به ياد دارد و مردم خوي قاطعيت و شجاعت و ايثار او رادر ذهن دارند كه چگونه ضد انقلاب را از آن مناطق ريشه كن كرد و امنيت را در همان اوايل انقلاب به مردم مومن هديه داد.

حنيف رزمنده اي دلاور و فرماندهي با درايت بود و همين لياقت او باعث شد تا مسئوليت هاي مختلفي را بر عهده داشته و دوشادوش رزمندگان اسلام حافظ حريم و حرمت اسلام و مردم باشد.

زندگي حنيف هيچ وقت رنگ آرامش را نديد و هميشه در فكر مبارزه و در كنار آن همت خود را جزم كرد تا فرزندان اين مرز وبوم را براي دفاع از اسلام و كشور آماده كند.

حنيف فرماندهي را تكليفي الهي مي‌پنداشت و بدين جهت به قبول مسئوليت‌هاي مختلف گردن نهاد و در طول زندگي پر افتخار رزمندگي مسئوليت هاي زيادي را تقبل كرد تا قدمي در دفاع از اسلام عزيز برداشته باشد.

سرپرستي اردوگاه عملياتي در صنور خوي ، فرماندهي گروهان در پيرانشهر ، فرماندهي گروهان در تيپ 27 محمد رسول ا... در جنوب ، جانشيني و مسئوليت عمليات سپاه خوي ، فرماندهي گردان جند ا... خوي، مسئوليت واحد آموزش نظامي سپاه خوي ، فرماندهي گردان حضرت ابو الفضل (ع) تيپ ابا عبد ا... الحسين (ع) ، فرماندهي گروه رزمي شهداي مكه ، معاونت عمليات لشكر3 و فرماندهي تيپ هاي سوم و دوم لشكر 3 بخشي از نشانه هاي ايثار و فداكاري اين شهيد بزرگوار مي باشد.

در طي اين مدت چهار بار مجروح گشته و به افتخار جانبازي نائل آمده بود.

او در كنار رزم در ميدان هاي نبرد به تحصيل علوم مختلف پرداخت و تحصيلات عالي را در دانشگاه امام حسين (ع) سپري نمود .

حيف تاب ماندن در اين دنياي فاني را نداشت و به همراه يار ديرينش »سردار قهاري« و»سردار زمانلو« وديگر همرزمانش شهادت را در آغوش كشيده و به ملكوت اعلي عروج كرد ودر كنار ديگر همرزمانش آرام گرفت.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

   

حمید پادار

 

نام و نام خانوادگی: حمید پادار

تاریخ تولد: 1313

محل تولد: شهرستان ارومیه

تاریخ شهادت: 16/11/1360

محل شهادت: منطقه شیاکو- گیلانغرب

تصحیلات: ششم نظام قدیم

آخرین مسئولیت در دفاع مقدس: فرمانده گردان

استوار حمید پادار، محیط و فضای خدمت در ژاندارمری را نمی تابید، هیئت های عزاداری و قرآنی، دردل او غوغایی بپا می کرد. با تجربه آن ایام، هر چه دستور از ولایت می رسید، هر سختی به او تحمیل می شد، شادمانه می پذیرفت و آرام زمزمه می کرد حق است دنیا و آخرت، تشهد آخرش نیز در همین وزن کلام بود... قبل از انقلاب، درجه دار ژاندارمری که بخاطر اعتراض به وضعیت سیاسی زود هنگام بازنشسته شد و در جریان شکل گیری انقلاب از جمله مبارزان سیاسی ارومیه بشمار آمد و با آغاز غائله مناطق کردنشین، به رزمندگان پیوست در شهرستانهای مهاباد، اشنویه، نقده، پیرانشهر و ارومیه به مقابله با اشرار پراخت و در سال 1360 به منطقه گیلانغرب اعزام و در حال رزم با دشمن بعثی به شهادت رسید.

 

منبع :

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

اسمعلی عبدیلی انهر

 

شهید اسمعلی عبدیلی انهر

متولد 1341 بسيجي فرهنگي آداب زيستن و ادب بندگي را در خانواده اي  متوسط از روستاي انهر اروميه آغاز نمود ايشان در بين دوستانشان به حسن خلق معروف بودند و احكام عبادي را زيبا و بي ريا به جاي مي آوردند.او از جمله اولين دانشجويان تربيت معلم بهد از انقلاب اسلامي است.شهيد عبديلي براي جنگ با دشمن به جبهه ي غرب منطقه سومار اعزام شد و در تاريخ 14/7/61 شهد گواراي شهادت را نوشيد.

فرازهايي از وصيت نامه ي شهيد:

"اي پدر جان ميدانم كه چقدر در راه بزرگ كردن و پرورش دادن فرزندت زحمت كشيدي و من آن طور كه بايد و شايد نتوانستم وظيفه ي خودم را نسبت به شما ادا كنم براي خدمت به شما آرزوها داشتم ولي در هر حال بايد تسليم سرنوشت الهي گشت .مرا براي رضاي خدا ببخشيد."

   

مختار فرفر قره باغ

میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

 

آموزگار شهيد مختار فرفر قره باغ

متولد : ۱۰/۱۱/۴۲ قره باغ

تاريخ و محل شهادت : ۲۸/۲/۶۵ فاو

او در سال ۱۳۴۲ در روستاي فرفر قره باغ به دنيا آمد و پس از تحصيلات ابتدايي و راهنمايي در همان روستا براي ادامه ي تحصيا به شهرستان اروميه آمد و در مركز تربيت معلم شهيد رجايي به عنوان دانشجو معلم پذيزفته شد و شهر اشنويه را براي تبليغ انتخاب نمود و از همان دشهر نيز به جبهه هاي نبرد پيوست ياد او در جبهه هاي دزفول و كردستان و منطقه عملياتي فاو افشانه اي از جنس شهد و شهادت است و معلم شهيد بهد از مدتها رزم در عمليات والفجر 8 لبيك را به نداي دوست داد و ابديت را بر خود برگزيد.

فرازهايي از وصيت نامه ي شهيد:

"ما درس شهادت را از حسين (ع) آموخته ايم برخي از مسئولان و صاحبان مقتم در هر پستي كه هستيد به مقامتان مغروريد اين را بدانيد مقامتان حاصل خون شهداست با خون عزيزان از دست رفته بازي نكنيد."

   

ولي مزرعه لي

 

نام و نام خانوادگي: ولي مزرعه لي

تاريخ تولد:1345

محل تولد: خوي

محل شهادت: شلمچه، كربلاي 5

تاريخ شهادت:1365

آخرين مسئوليت: فرمانده گردان

در مدرسه و حوزه، دانش آموز و طلبه ممتازي بود، خوب مي توانست، آموخته هاي پاي منبر را در پشت خاكريزها، پياده كند. آرايش دروني اش، از باور او دژبلندي ساخته بود، به اين درك رسيده بود كه براي رسيدن به مدرك عشق مي بايست آزمون نفس داد.

شهيد مزرعه لي، پس از ديپلم، تحصيلات ديني از حوزه((نماز خوي)) آغاز كرد و براي تكميل مقدمات، به شهر قم رفت و در مدرسه علوم ديني ((الهادي)) مشغول تحصيل شد. و از همان مدرسه بود كه روبه سوي جبهه ها گذاشت و 31 ماه در جبهه هاي جنوب به دفاع از كيان دين و انقلاب پرداخت و در بهمن سال 1365، هنگام فرماندهي گردان خود در عمليات كربلاي 5 به شهادت رسيد.

 

منبع:

http://orumieh.isaar.ir/HomePage.aspx?TabID=4167&Site=IsaarPortal&Lang=fa-IR

   

عبدالكريم مصطفي پورآذر

 

نام و نام خانوادگي: عبدالكريم مصطفي پورآذر

تاريخ تولد:1305

محل تولد: بوكان(شهريكند)

محل شهادت: بوكان- ترور

تاريخ شهادت:1361

آخرين مسئوليت: دبير- روحاني

شيفته معارف بود و متواضع، وقتي در مسابقه دانشگاه مصر به مقام اول رسيد، گفت: مي باست از اين لحظه، خاموش تر باشم به جنگ با نفس ام زيادتر بپردازم. زبان به رسوايي نفس و هواپرستان گشود، بارقه ها با خون به كمال رسيد.

شهيد مصطفي پور آذر، معروف به شهريكندي، با ذكاوت و هوش بلند، دروس دانشگاهي و حوزوي به هم آميخت و در دبيرستانهاي بوكان و دانشگاه هاي استان به نشر علم و اخلاق مشغول شد. با پيروزي انقلاب اسلامي، جبهه اي از منطق گشود و بر عليه گروهكها شوريد و دانشجويانش را به اين رخداد حساس مي كرد كه ضد انقلاب براي خاموشي، شمع بائر اين معلم، شبانه به خانه او يورش برده و با ترور كور آن را به شهادت رساند.