عارفی از سلسلة سلاک و از راهیان طریق عشق و حقیقت بود که در قرن سوم در خاک ارومیه بالندگی یافت . وی در گروه پختگان معرفت ، ممتاز بود . شوری در سر و ذوقی در دل داشت . با مشایخ بزرگ عهد خد مانند ابوعبدالله رودباری و ابن خفیف و دیگران ارتباط قلمی و روحی داشته است .
زندگی این عارف ربانی همچون بسیاری از بزرگان این طایفه در هاله ای از ابهام است و از گوشه های زندگی زاهدانة این مرد خدا اطلاع دقیقی در دست نیست . گویا در اوایل قرن چهارم در ارومیه چهره در نقاب خاک کشیده و به گفتة جامی در نفحات الانس قبر وی در همین شهر است .
از وی پرسیدند که وفا چیست ؟ گفت : آنچه از آن بازآمدی باز به آن نگردی . گفتند این خود عام است آن خاص چیست ؟ گفت آن که بدانی که از بهر چه آمدی .
از او پرسیدند انزوا بهتر است یا مجالست و مخالطت ؟ گفت : بدون مجالست ، کمال نفس حاصل نیاید و انزوا پس از حصول کمال دست دهد .
منابع : نفحات الانس . صص 235-234
بزرگان و سخنسرایان آذربایجان غربی .صص 10-9