نامش حسین بن علی و کنیه اش ابوبکر است که از عرفای صاحب نام قرن سوم و چهارم محسوب می شود و مدفن او هم اکنون در ارومیه است . از خیابان مطهری ( شاهپور سابق ) که به طرف مسجد خطیب پیش می رویم در سمت راست مسجد کوچه ای است که سابقاً کوچة شیخ ابوبکر نامیده می شد و اکنون به کوچة کوثر تغییر نام یافته است .
در کوچة مذکور بن بست کوچکی است و مقبرة شیخ در قسمت چپ بن بست در یک اتاقک مخروبه که سقف چوبی آن فرو ریخته قرار دارد و در ورودی آن با آجر و حلبی مسدود شده است . این اتاقک مخروبه در وسط خانه های مسکونی قرار دارد . بنابر نوشتة مؤلفان بزرگان و سخنسرایان آذربایجان غربی سابقاً آنجا گورستان شیخ ابوبکر نامیده می شده است . زمانی که گورستانها را از داخل شهر بر می چیدند مقبرة شیخ که در داخل گنبدی مخروبه بود گنبد فرو ریخته و از زیر آن یک قطعه سنگ شبه مرمر به دست آمده که روی آن این جمله حک شده بود " هذا قبر الشیخ الفاضل الکامل شیخ ابوبکر حسین بن علی ارموی یزدانیار زینهارانی " وتاریخ فوتش بر روی همین قطعه سنگ ثلاث ثلاثین و ثلاثه مائه ( 333 ) هجری قمری بوده است .
گویا این سنگ مزار بعداً به موزة ایران باستان انتقال یافته است .
این عارف بزرگ در مقامات عرفانی هم شأن شبلی بغدادی و دیگر عرفای برجسته بود و خواجه عبدالله انصاری شیخ الاسلام هرات و عبدالرحمن جامی سخنان او را نقل کرده اند . مع الاسف این شیخ شهیر در شهر خود غریب افتاده و نام و یادش به بوتة فراموشی سپرده شده است .
جامی در نفحات الانس نوشته : " وی را طریقه ای است در تصوف که به آن مخصوص است و بعضی از مشایخ مانند شبلی و دیگران او را انکار کرده اند و او نیز منکر بعضی از مشایخ عراق و سخنان آنان بوده است . شیخ ، جامع علوم ظاهر و باطن بود و سخنانی صوفیانه از او بسیار است از جمله گفته است " :
" ملائکه نگهبانان آسمان و اصحاب حدیث نگهبانان سنت پیامبر و صوفیه نگهبانان و مراقبان خدای تعالی هستند . "
" معرفت تحقق قلب است به وحدانیت حق تعالی . " " اصل محبت موافقت ( با خداست ) و محب کسی است که رضایت محبوب را بر هر چیزی ترجیح می دهد . " " کسی که استغفار کند و ملازم گناه باشد خداوند توبه را بر او حرام می کند . " واو را از این نوع سخنان بسیار گفته است .
در انکار بعضی صوفیان چنین می گوید :" می بینید مرا که سخن می گویم بر صوفیه والله که بر ایشان سخن نمی گویم مگر از جهت غیرت برایشان که اسرار حق را سبحانه به غیر اهل آن گفتند و اگرنه ایشان سادات اهل عالمند و به محبت ایشان تقرب می جویم به حق سبحانه ."
با توجه به نکات آغازین ترجمه که ارموی بودن شیخ ابوبکر یزدانیار را ثابت کردیم و همه او را عارف یا صوفی ارومیه نوشته اند . مؤلفان نامة دانشوران ، اُرمی و ارموی را از واژة " ارم " دانسته و گفته اند وی اهل ارم فارس بوده است . محقق دیگری که دچار سهو شده استاد سعید نفیسی است وی نیز در کتاب " سرچشمة تصّوف در ایران " به دو خطا و بی دقتی محکوم است . اول این که نوشته است تاریخ وفات شیخ ابوبکر معلوم نیست در حالی که در تلخیص الآثار محل دفن و تاریخ در گذشت ( 333 ) ثبت شده است . دومین اشتباه او این است که شیخ را ساکن ارمنستان دانسته است . یعنی همان اشتباهی که در نامة دانشوران ایجاد شده نظیر آن را سعید نفیسی مرتکب شده است ، گویا او نیز کلمة " ارمیّه " را در جایی دیده و آن را " ارمنیّه " منسوب به ارمنستان دانسته است ، اگر محققین و مؤلفین کتابهای مذکور فقط تلخیص الآثار را می دیدند هرگز مرتکب چنین لغزشی نمی شدند . در این کتاب در توضیح " ارمیه " آمده است : " ارمیه من بلاد آذربیجان فقال ینسب الیها الشیخ العارف الزاهد حسین بن علی و هو قال : امسیت کردّیا " و اصبحت عربیاً توفی فی سنّه 333 و دفن بها . "
( علاوه بر سخنان پراکنده یک اثر عرفانی به نام " روﺿﺔ المریدین " را هم به شیخ ابوبکر نسبت داده اند .
منابع : نفحات الانس صص 184-183
بزرگان و سخنسرایان آذربایجان غربی صص 163-159
سرچشمة تصوف در ایران ص 203