ادیب الشعرا از شعرای پرکار و مطلع ارومیه بود . وی در کتابخانه های خصوصی خوانین افشار اطلاعات وسیعی کسب کرد . مؤلف المآثر و الآثار اشعار او را در فارسی و ترکی ملیح و فصیح ذکر کرده است .
دیوان رشید در حوادث سال 1336 مفقود شده تنها قطعاتی از اشعار فارسی و ترکی او باقی مانده است . اثری به نثر به نام " تاریخ افشار " از او در دست است که توسط پرویز شهریار افشار و محمود را میان تصحیح شده و در سال 1346 شمسی در ارومیه به چاپ رسیده است . یک نسخة خطی از این کتاب در اختیار مؤلفان بزرگان و سخنسرایان آذربایجان غربی بوده و مرحوم تمدن در کتاب " تاریخ رضائیه " از آن سود برده است . رشید تاریخ افشار را در سال 1283 ﻫ ق . به پیشنهاد یوسف خان شجاع الدوله پسر لطفعلی خان سرتیپ افشار آغاز کرده و در مدت سه سال به پایان رسانده است .
وی معلم اشراف زادگان افشار بود و از این طریق امرار معاش می کرد .او بارها مورد لطف امیر نظام گروسی ادیب و سیاستمدار عهد قاجار قرار گرفت و صله ها دریافت نمود .
اولین خط تلگراف که در ارومیه تأسیس شد تلگرام منظومی از رشید به امیر نظام گروسی که حکومت کرمانشاه را داشت مخابره شد و آن این است :
ای سیم برق سیر که از غرب تا به شرق حاجت روا و واسطه ای مراتام را
گر بگذری به ساحت کرمانشهان ببوس خاک در میر فلک احتشام را
آن گاه حسب حال ز قول رشید خوان این طرفه بیت حافظ شیرین کلام را
" ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبین به تفقد غلام را "
ادیب الشعرا در آغاز کتاب " تاریخ افشار " مثنوی زیرا را به سبک فردوسی سروده است :
کنون مستمع ای خداوند هوش به گفتار منظوم من دار گوش
نگشت ار به کامم فلک چندگاه به مهرم نکرد آن بداختر نگاه
سپاس آن خدا را که فرجام کار به من آشتی کرد آن کینه کار
بلی نیست یکسان مدار سپهر همی نیش و نوش است کار سپهر
چو یک قرن بگذشت از سال من قرین گشت با فرخی فال من
بزرگانم از رشد بشناختند رشیدم بدیدند و بنواختند
چو دیدند در شاعری مایه ام فزودند از دیگران پایه ام
همیشه متاع سخن خوار نیست جهان خود تهی از خریدار نیست
کسانی که با دانش و جوهرند فشانند سیم و هنر می خرند
فضولان چه دانند بوی سخن به صاحبدلان است روی سخن
تو گفتی که باشد خریدار من شناسندة فضل و مقدار من
امیر بلند اختر بی همال سپهر فتوت جهان جلال
وجود نکو خلق و یوسف بنام مکان مکارم وحید کرام
به عون خداوند بستم کمر به تألیف این نامة نامور
نمونه هایی دیگر از اشعار رشید :
هزار بار به خنجر جدا کنی سرم از تن
ز شوق روی تو از تن برآورم سر دیگر
مکن جفا به من ای بی وفا بترس ز روزی
که داد من بستاند ز تو ستمگر دیگر
نگار وعدة وصلم به حشر داده و ترسم
که روز حشر فتد وعده ام به محشر دیگر
***
یک بند از ترکیب بند اوست :
ربیع است و دی ماه ای ماه ثانی
نه بل ماه در جنب حسن تو فانی
درآ از درم روزی از مهربانی
به عشقی که دارم به نازی که دانی
ز تو دلنوازی زمن جانفشانی
از اشعار ترکی اوست :
گولده نه آب و رنگ وار اول مه گول عذاره باخ
وار نه صفاسی گولشنین باغ جمال یاره باخ
طره مشکبار دور دووری رو خوندا چین به چین
مست گوزیله قبل نظر غمزة جان شکاره باخ
***
گر سونسه عشق اودی اولی کونلوم قرارسیز
دوزمز بلی سمندر و پروانه نارسیز
یارب ندیر بو عشق آفاقی دولدوروب
هر کیمده یوخدی عشق اولور اعتبار سیز
منابع : بزرگان و سخنسرایان آذربایجان غربی صص 210-202
المآثر و الآثار ( چهل سال تاریخ ایران ) ص 215