معرفی آذربایجان غربی - معرفی و پیشینه تاریخی آذربایجان غربی
آذربايجان غربي از كهنترين سرزمينهاي ايران بوده و پيشينه تمدن آن به هزارههاي قبل از ميلاد ميرسد. بنابر روايات زردشتي و نظر مورخان اسلامي، آذربايجان مهد زردتشت و دين زردشتي و شهر شيز (اروميه) زادگاه او بوده است (8: ج 1، ص 195؛ 40:18؛2: ج 1، ص 142)، هرچند كه بررسيهاي زبانشناختي در اوستا اين معني را تأييد نميكند (8: ج 1، ص 195). بر اساس همان روايات زردشتي است كه در كتابهاي اوستا، بندهش، و ساير كتابهاي پهلوي، آب درياچه اروميه مقدس شمرده شده است (2: ج 1، ص 142). در زمان سلوكيان و اشكانيان، كه دوره رواج فرهنگ يوناني در ايران بود، آذربايجان تحت حكومت روحانيان زردشتي باقي ماند و آنان از آيين زردشتي و سنن ملي در برابر فرهنگ يوناني پاسداري كردند (8: ج 1، ص 195). آتشكده معروف شيز، موسوم به "آذر گشنسب" يا آتش سلطنتي، به همين مناسبت مورد توجه و احترام بوده است و پادشاهان ساساني به پاس احترام و حفظ آداب و سنن ملي و تاريخي و نيز در ايام سختي به اين معبد، كه بزرگترين مركز مذهبي آن دوره بود، ميرفتند و زر و مال و غلام در آنجا نذر ميكردند (2: ج 1، ص 142). گذشته از پيشينه مذهبي اين سرزمين، چون اين منطقه در همسايگي ارمنستان - از متصرفات روم شرقي - قرار داشت، از اهميت سياسي ـ نظامي خاصي برخوردار بود. ارامنه در قرن سوم ميلادي، دين مسيح (ع) را پذيرفتند و از آن زمان تا چهار قرن بعد، ارمنستان مهمترين مركز تبليغ مسيحيت در شرق بود و، از اين رو، جنگهاي ايران و روم رنگ مذهبي پيدا كرد. با وجود حملات گاه به گاه ايران به ارمنستان و آزار ارامنه مسيحي توسط زردشتيان، مسيحيت به درون مرزهاي ايران راه يافت (1: ج 1، ص 102؛ 417:18). برطبق روايات محليِ ارامنه، قديس وانك طاطاووس[1]، از حواريون حضرت عيسي مسيح (ع)، در حدود نيمه قرن اول ميلادي از عراق به آذربايجان رفت و در محل قره كليسا (جنوب غربي شهر ماكو) صليبي برافراشت و به تبليغ دين مسيح پرداخت و در همانجا شهيد شد (12: ج 2، ص 2042). آثار باستاني پيش از اسلام منطقه حكايت از قدمت بيش از چهار هزار ساله تمدن در اين استان دارد كه از جمله آنها ميتوان از: گوي تپه در نزديكي اروميه (2000 ق.م.)؛ تپه حسنلو در نزديكي نقده (1000 ق.م.)؛ آثار باستاني به زبان اورارتو در نزديكي خوي، ابهر، سراب، و اروميه (900 ق.م.)؛ دخمه فقرگاه، دژ قلات شاه، و دژ ساروقورقان (1000 ق.م.)؛ تخت سليمان؛ و آتشكده آذر گشنسب ـ به گفتهاي در نزديكي اروميه (300 ق.م.) ـ نام برد. به نوشته بلادزي، در حدود سال 22 ق. اروميه، خوي، و سلماس توسط سه تن از سرداران مسلمان عرب گشوده شد و از آن پس مردم آنجا، بهتدريج، اسلام آوردند (8: ج 1، ص 197؛ 18: 134، 135). از تاريخ نخستين بناي مسجد جامع، بهعنوان نهادي اسلامي، در آذربايجان غربي اطلاعي در دست نيست، ولي بنابر كتيبه مسجد جامع اروميه، محراب آن در 676 ق. گچبري شده و بناي مسجد به احتمال زياد به چند قرن پيش از آن بازميگردد (18: 413، 414). از اين رو، هيچگونه اطلاعي از وجود كتابخانههاي مساجد، بهعنوان كتابخانههاي عمومي تا قبل از قرن هفتم در اين استان در دست نيست. ظاهراً كتابخانه سلماس در قرن پنجم هجري از كهنترين كتابخانههاي استان بوده است. به نوشته مجملالتواريخ و القصص در سال 419 ق. متعصبان مذهبي بهتقليد از سلطان محمود غزنوي (387-421 ق.) كتابخانه بزرگ شهر سلماس را ويران و غارت كردند و تعداد 10400 جلد از كتابهاي آن را سوزاندند (19: ج 2، ص 10). كتابخانه مدرسه سهراب مكري مهاباد نيز در قرن 11 ق. از كتابخانههاي معروف منطقه بود كه بيشتر كتابهاي آن به فقه شافعي اختصاص داشت (19: ج 2، ص 145). در سالهاي 741 تا 761 ق. در قره كليسا، حوزه عمليه دروس مسيحي، توسط اسقف مسروپ، داير بوده (18: 418، 419)، ولي از وجود كتابخانه در آن خبري در دست نيست، اما در موزه خليفهگري كل ارامنه آذربايجان، واقع در كليساي مريم مقدس، صدها جلد كتاب خطي و چاپي كهن عبري، ارمني، فارسي، و عربي وجود دارد. ظاهراً كهنترين نسخه خطي فارسي موجود در آن، مربوط به مثنوي ملاي رومي است كه تاريخ كتابت آن 954 ق. است. از ديگر كتابخانههاي قديمي ارامنه استان ميتوان از كتابخانه گولوشيان در قريه هفتوان سلماس (تأسيس 1896/ 1314 ق.)، كتابخانه ملي ارامنه در اروميه (تأسيس 1903/ 1321 ق.)، و كتابخانه استپانوس نظريانس در شهر خوي (تأسيس 1918/ 1337 ق.) نام برد (46:6، 47؛ 68:7، 69). كتابخانههاي شخصي. سرزمين آذربايجان پس از اسلام خاستگاه صدها عالم، عارف، شاعر، و دانشمند ترك و كرد بوده است. شخصيتهاي برجستهاي چون صفيالدين ارموي و حسامالدين چلبي (قرن 7ق.)› ابوالفضل نيسمي (قرن 10ق.)، و عبدالرشيد اديبالشعراء (قرن 13 و 14ق.) از آن جملهاند (3: 359-399)، اما از وجود كتابخانههاي شخصي يا خانداني در اين استان، اطلاع زيادي در دست نيست. صادقي بيگ افشار اروميهاي (قرن 11 ق.)، فردي فاضل و هنرمند بود كه سالها رياست كتابخانه شاه عباس دوم صفوي را برعهده داشت (19؛ ج 2، ص 137). جمشيد اردشير افشار، ملقب به مجدالسلطنه (قرن 14 ق.)، از افسران دلاور اروميه، موزه و كتابخانه معتبري داشت كه، پس از درگذشت وي، كتابخانهاش به دانشسراي مقدماتي اروميه واگذار شد (366:3). آيتالله قريشي، نويسنده معاصر، نيز كتابخانه معظمي در اروميه دارد كه مجموعه آن حدود 10000 جلد است و بخشي از آن اخيراً به كتابخانه مسجد اعظم قم انتقال يافته است (10: ج 3، ص 2302). كتابخانههاي عمومي. نخستين كتابخانه عمومي به سبك جديد در سال 1324 ش. در شهر اروميه ايجاد شد كه در جريان جنگ تحميلي دچار آسيب شد و در سالهاي اخير كلاً تخريب و در محل آن كتابخانه جديد و بزرگي احداث گرديد. سپس در ساير شهرستانهاي استان كتابخانههايي داير شد؛ از جمله: سردشت (تأسيس 1342)، ماكو (تأسيس 1343)، مياندوآب (تأسيس 1345)، خوي (تأسيس 1346)، سلماس (تأسيس 1347)، مهاباد (تأسيس 1350)، بوكان و پيرانشهر (تأسيس 1352)، و شاهين دژ (تأسيس 1354) (9: 79-111؛ 3: 484). تا نيمه اول 1378 تعداد كل كتابخانههاي عمومي استان 34 واحد و تعداد مجموعه آنها 301,207 جلد بوده است (1:13). سازمان هلال احمر جمهوري اسلامي ايران نيز تعدادي كتابخانه در استان تأسيس كرده كه داراي 19072 جلد كتاب و نشريه و 124823 نفر عضو بوده است (34:14). علاوه بر آنها، 15 واحد كتابخانه مساجد، در سال 1378 در استان فعاليت داشته كه داراي مجموعهاي حدود 34000 جلد كتاب، 37 نفر كتابدار، و 1850 نفر عضو بودهاند (15: [1]). كتابخانههاي كودكان و نوجوانان. نخستين كتابخانه كودكان استان نيز در سال 1340 ش. احداث شد (348:3)؛ پس از آن، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، كتابخانههايي به اين شرح در سراسر استان تأسيس كرد: اروميه (تأسيس 1343)، خوي (تأسيس 1344)، مهاباد (تأسيس 1354)، سلماس و ماكو (تأسيس 1355)، خليفان (تأسيس 1374)، و بوكان و شاهين دژ (تأسيس 1375). كانون تا پايان سال 1378 در مجموع داراي 15 واحد كتابخانه ثابت، 1 واحد پستي، و 1 واحد سيّار بوده كه مجموعه كل آنها (طبق آمار سال 1377) 89398 جلد و كاركنان آنها 48 نفر بوده است (2:16). كتابخانههاي آموزشگاهي. نخستين مدرسه به سبك جديد در سال 1250 ق./ 1834 توسط دكتر پركينز، از اعضاي نخستين هيأت تبليغي مذهبي امريكا در ايران در شهر اروميه و براي كودكان مسيحي تأسيس شد. تا سال 1267 ق.، 58 واحد و تا 1313 ق. تعداد 117 واحد مدرسه توسط اين هيأت در اروميه و روستاهاي اطراف آن ايجاد شد. در سال 1257 ق./1841 لازاريستهاي فرانسوي نيز كه از سوي كليساي كاتوليك فرانسه به ايران آمده بودند تأسيسات فرهنگي متعددي در اروميه، سلماس، و روستاهاي مسيحينشين اطراف آنها، از جمله يك واحد كتابخانه و قرائتخانه در اروميه تأسيس كردند. تا سال 1299 ق. تعداد 74 واحد مدرسه و 2 يتيمخانه و نيز يك قرائتخانه و يك كتابخانه توسط آنها در اروميه احداث شد. بعد از آنها، هيأتهاي مذهبي انگليسي، روسي، و آلماني در شهرهاي مسيحي نشين، مدارسي بهوجود آوردند كه در تعداد اندكي از آنها دانشآموزان مسلمان مجاز بودند كه در كنار دانشآموزان مسيحي و يهوديِ اين مدارس تحصيل كنند (2: ج 1، ص 508-510؛ 452:3-460؛ 11: 512-519). همچنين در سال 1323 ق. اولين مدرسه جديد توسط ميرزا ابوالفضل حكمت در اروميه و در 1324 ق. در خوي بههمت ميرموسي نقيبي تأسيس شد (2: ج 1، ص 510،511؛ 368:11-371). با وقوع جنبش مشروطه، مدارس متعددي بهسرعت در سراسر استان ايجاد گرديد. در فاصله پانزده سال، بيستويك واحد مدرسه در شهرهاي استان توسط رجال نيكوكار و فرهنگدوست استان ايجاد گرديد (368:11-384)، اما از وجود كتابخانه در آنها اطلاعي در دست نيست. تا پايان نيمه اول 1378 كتابخانههاي آموزشگاهي استان 585 واحد و تعداد مجموعه آنها 656,082 جلد بوده است (1:5). كتابخانههاي تخصصي. از جمله كتابخانههاي تخصصي اين استان ميتوان از كتابخانه بيمارستان طالقاني (با مجموعه 983 جلد و 1 نفر كارمند)، كتابخانه بيمارستان زنان و زايمان حضرت فاطمه (س) وابسته به دانشگاه علوم پزشكي اروميه (با مجموعه 442 جلد)، و كتابخانه بيمارستان كودكان شهيد دكتر قليپور (تأسيس 1367، با مجموعه 334 جلد و 1 نفر كارمند) نام برد (4: 25، 270، 290). كتابخانههاي دانشگاهي. نخستين مركز آموزش عالي استان آذربايجان غربي در سال 1295 ق./ 1878 به نام مدرسه عالي طب توسط هيأت مذهبي امريكايي در اروميه تأسيس شد. دانشسراي كشاورزي اروميه نيز در 1328 ش. در محل مدرسه عالي طب ايجاد گرديد. اين دانشكده بعدها به دانشكده كشاورزي اروميه تغيير نام داد (2: ج 1، ص 513-517؛ 514:11-515). متأسفانه اطلاعي از وجود كتابخانه در اين دو مؤسسه باسابقه در دست نيست. كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه اروميه، كه در 1347 تأسيس شد، بزرگترين كتابخانه دانشگاهي استان بهشمار ميرود. در سال 1368 تعداد كاركنان آن 16 نفر و تعداد مجموعه آن بيش از 23600 جلد بوده است (4: 41، 42). پس از آن ميتوان از كتابخانه آموزشكده فني اروميه (تأسيس 1361، با مجموعه 23100 جلد)، كتابخانه دانشكده دامپزشكي دانشگاه اروميه (تأسيس 1362، با مجموعه 6600 جلد)، و كتابخانه دانشكده پرستاري و مامايي و آموزشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي اروميه (تأسيس 1355، با مجموعه 4630 جلد) نام برد (4 : 3 ، 41 ، 42، 108). كتابخانه دانشكده فني و مهندسي دانشگاه اروميه (با مجموعه 2500 جلد، و 2 نفر كارمند) و كتابخانه مركزي دانشگاه علوم پزشكي اروميه (تأسيس 1365، با مجموعه 500 جلد، و 4 نفر كارمند)، از ديگر كتابخانههاي دانشگاهي اين استان به شمار ميروند (4: 42، 107). مآخذ: 1)"ارمنستان". دايرهالمعارف فارسي، ج1، ص102؛ 2) افشارسيستاني، ايرج. نگاهي به آذربايجان غربي. ]تهران[: مؤسسه انتشاراتي و آموزش نسل دانش، 1369؛ 3) انزلي، حسن. اروميه در گذر زمان. اروميه: انتشارات انزلي، 1378؛ 4) تعاوني، شيرين (خالقي)؛ عزيزي، ايراندخت. راهنماي مراكز اسناد و كتابخانههاي تخصصي، اختصاصي و دانشگاهي. ويرايش 2. تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1370؛ 5) "تعداد كل كتابخانه و كتاب در سطح مدارس كشور: گزارش شماره 8". ]تهران[: وزارت آموزش و پرورش، 1378 (پليكپي)؛ 6) دولتآبادي، عزيز. كتابخانههاي آذربايجان. تبريز: اداره كل آموزش و پرورش آذربايجان شرقي، 1350؛ )7 همو. "كتابخانههاي ارامنه در آذربايجان". هور. س. اول، 5 و 6 (1350): 68-69؛ 8) زريابخويي، عباس. "آذربايجان: تاريخ و جغرافياي تاريخي". دايرهالمعارف بزرگ اسلامي. ج 1، ص 194-207؛ 9) شناسنامه كتابخانههاي عمومي كشور. تهران: هيأت امناي كتابخانههاي عمومي كشور، دبيرخانه، 1370؛ 10) عقيقي بخشايشي، عبدالرحيم. مفاخر آذربايجان. قم: دفتر نشر نويد اسلام، 1378؛ 11) قاسمي پويا، اقبال. مدارس جديد در دوره قاجاريه، بانيان و پيشروان. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1377؛ 12) "قره كليسا". دايرهالمعارف فارسي ]مصاحب[، ج 2، ص 2042؛ 13) "گزارش عملكرد سه ماه دوم كتابخانههاي عمومي كشور". [تهران[: هيأت امناي كتابخانههاي عمومي كشور، دبيرخانه، 1378، (پلي كپي)؛ 14) گزارش فرهنگي كشور: 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونت پژوهشي و آموز، مركز آمار و برنامهريزي پژوهشهاي فرهنگي و هنري، 1378؛ 15) "ليست كتابخانههاي مساجد و امكانات موجود در آنها به تفكيك استانها". تهران: ستاد عالي هماهنگي و نظارت بر كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد، مديريت امور كتابخانهها، 1378 (پليكپي)؛ 16) "ليست مراكز بر اساس استانها" [تهران]: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، معاونت فرهنگي، 1377-1378 (پليكپي)؛ 17) مركز آمار ايران. سرشماري عمومي نفوس و مسكن :1375 استان آذربايجان شرقي. تهران: مركز آمار ايران، 1376؛ 18) مشكور، محمدجواد. نظري به تاريخ آذربايجان و آثار استاني و جمعيتشناسي آن. تهران: انجمن آثار ملي، 1349؛ 19) همايون فرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره كل نگارش، 1347.
| بعدی > |
|---|










