معرفی آذربایجان غربی - معرفی و پیشینه تاریخی آذربایجان غربی
زبان
زبان امروزي آذربايجان كه در گروه بندي زبانها و كتابهاي دايره المعارف از آن به اختلاف به نام آذربايجاني ، زبان آذربايجان ، آذري و تركي آذري نام مي برند ،به زباني اطلاق مي شود كه امروزه اكثريت بزرگ سكنه محدوده اي كه از نظر جغرافيايي نام آذربايجان برخود دارد بطور عموم و اقوام و عشاير و واحدهاي پراكنده اي به فواصل دور و نزديك از اين خطه جغرافيايي به آن تكلم مي كنند و احساس و انديشه ها و مقاصد خودرا در قالب الفاظ و كلمات آن مي ريزند . اين زبان در داخل مرزهاي ايران زبان محاوره اي اكثريت ساكنان منطقه شمال غربي و طوايف و واحدهاي مختلف در سرتاسر ايران است.
سير تكاملي زبان آذري
بديهي است كه زبان هيچيك از ملتها و اقوام از ابتداي تكوينشان و بصورت امروزي نبوده و زبان مردم ايران باستان نيز واژه هايي غير از واژه هاي امروزي داشته است. پيش از ورود مادها به اين سرزمين ، مردمي در آذربايجان غربي زندگي مي كردند كه بومي محلي بودند و به زبان خاصي سخن مي گفتند. چون مهاجرت آرياها آغاز گشت آنان به مانند بقيه بومي هاي ايران مانند لرها حكومت آريائيهاي مهاجر هم نژاد خود را پذيرفتند و به تدريج آداب و رسوم و زبان يكديگر را قبول كردند .
زبان پارسي قديم زبان پارسها و هخامنشيها و زبان پهلوي ويژه اشكانيان و ساسانيان و زبان اوستايي به وسيله مادها بكار مي رفت كه محل استقرار آنان آذربايجان و نواحي ديگر در غرب و شمال غرب ايران كنوني بود.
برخي بر اين باورند كه زردشت پيامبر از آذربايجان برخاسته و در اثر گذشت زمان از دوران هخامنشي تا هجوم اعراب مردم اين خطه از آئين زردشت پيروي مي كردند زردشت كتاب خود را به زبان مرم محل ، يعني اوستايي كه زبان مادها بود ترتيب داده است .بنابر اين مي توان گفت كه زبان اوستايي قديمي ترين زبان آريايي است كه در آذربايجان بدان سخن مي گفته اند .چون مادها از پارس ها شكست خوردند از سال 550 ق. م منقرض شدند و دودمان هخامنشي يا پارس ها بر اين مسلط شدند زبان پارس درآذربايجان راه يافت. به شهادت تاريخ و برخي از مورخان قديم ، مردم ماد و پارس در آن روزگاران باستاني به زبان آريان و فهلوي سخن مي گفتند و اقوام ماد – پارس – پارت از يك نژاد بوده و قرابت بسيار نزديكي داشتند . كتيبه ها و سنگ نوشته هاي موجود مويد اين نظريه مي باشد .
اما معلوم و مشخص نيست چه تغييرات و تحولاتي سبب شد كه دو ملت ماد و پارس زبان مشترك آريان و فهلوي را ترك گفته هر كدام به زبان غير فهلوي تكلم نمايند و جاي تاسف است كه هيچكدام از اين دو قوم ماد و پارس قادر نيستند كتيبه هايي كه در تخت جمشيد و شوش و بيستون به دست آمده و به زبان اين مرز و بوم نگاشته شده است قرائت كنند و باستانشناسان فرانسوي بايستي بيايند و زبان خودمان را براي ما ترجمه كنند. ريشه زبان تركي آذري مربوط به مادهاست كه در اثر گذشت زمان تحت تاثير زبانهاي فارسي و تركي آسياي مركزي قرار گرفته است .
پس از حمله اعراب به آذربايجان طوايفي از آنها در اين سرزمين بيش از دويست سال،رشته كارها در دست عرب ها بود با اين حال آذربايجانيان زبان و نژاد خود را از دست ندادند و كم كم اعراب به آنان در آميخته و نابود گرديد .
جغرافي نويسان عرب از زبان آذربايجانيان جداگانه ياد كرده و آن را آذري ناميده اند .ابن حوقل مولف كتاب صوره الارض درباره زبان مردم آذربايجان مي نويسد :زبان مردم آذربايجان و بيشتر مردم ارمينيه فارسي است و مسعودي مورخ عرب مولف كتاب « الثبیه و الاشراف » درمورد زبان مردم ايران و استانهاي آن چنين مي نويسد :
همه اين ولايتهايك مملكت بود پادشاهش يكي بود و زبانش يكي بود فقط در بعضي كلمات تفاوت داشتند زيرا وقتي حروفي كه زبان را بدان مي نويسند يكي باشدو ترتيب كلمات يكي باشد، زبان يكي است گرچه در چيزهاي ديگر تفاوت داشته باشد مثل پهلوي – دري – آذري و ديگر زبانهاي پارسي .
از نوشته هاي نويسندگان ديگري چون ابوعبداله بشار مقدسي و برخي از مولفان عرب چون سمعاني ، چنين استنباط مي شود كه در قديم زبان يا نيم زباني كه در آذربايجان سخن گفته مي شده شاخه اي از زبان فارسي بوده و آن را آذري مي ناميده اند.
البته در اين ميان كساني نيز بوده اند كه ريشه زبان آذري باستاني را فارسي و هند و آريايي نمي دانند مانند خطيب تبريزي – ناصر خسرو – حكيم نظامي – ياقوت حموی).
زبان فارسي و تركي ايراني در طول زمان تغييرات بسياري بخود ديده اند و واژه هاي جديد و جديدتري داخل آنها شده است .براي زبان فارسي واژه هاي هندي – اروپايي – پشتويي – افغاني و واژه هاي زبان دري داخل گشته و پس از تسلط اعراب كه حدود 200 سال طول كشيده در زبان فارسي تاثير گذاشته و به همين نسبت نيز درزبان تركي ايراني تغييراتي در طول تاريخ بوجود آمده است . و زبان تركي اصيل ايراني را كه ريشه واژه هاي ماد باستان در آن ديده مي شود بايد در نواحي مغان – خلخال – اهر و در ميان زبانهاي تاتي و هرزندي جستجو كرد .
ازطرفي در آغاز پيدايش واژه ها در مكالمات تعداد آنها بسيار كم بوده و از حدود پانصد الي ششصد كلمه تجاوز نمي كرد و آموختن و ياد گرفتن آنها براي هر قومي سهل و آسان بوده است . نخست تمام جهانيان را يك زبان و يك لغت بود .پس از مهاجرت طوايف و قبايل ، سرزمين هاي دور در اثر عدم تكافوي مراتع موجود وكثرت نفوس كه منبع و چشمه جوشان آن آسياي مركزي بوده و دگرگوني اوضاع اقليمي و نيز براي يافتن فضاي حياتي مساعدتر جهت تامين زندگي بهتر و در نتيجه جدايي آنها از يكديگر ، فرهنگ و آداب مرسوم آنها نيز تغيير يافت و بتدريج واژه هاي ديگر وجديد نسبت به نيازمنديهاي روز افزون و شرايط محيط زيست پديد آمد بطوريكه كتاب آسماني تورات كه كتابي است قديمي و نسبتاً قطور در حدود 5 هزار لغت دارد در حاليكه قرآن كريم كه پس از تورات و انجيل و بعد از گذشت حدود سه هزار سال نازل گرديده ، داراي دوازده هزار واژه مي باشد و نيز فرهنگ معين كه معتبرترين فرهنگ فارسي مي باشد و مجموعه اي از لغات فارسي – عربي تركي و فرانسويست جمعاً از هشتاد هزار واژه تجاوز نمي كند در حاليكه اگر به فرهنگ لغات فرانسه امروزي نظري بيفكنيم خواهيم ديد كه تنها اسامي گياهان وگلها و نباتات طبی حدودیک میلیون و300 هزار واژه جديد دارد. البته لغات مترادف و هم وزن در زبانهاي مختلف وجود داشته و تغبيرات كوچكي در آنها پيدا شده است ولي بكلي از ميان نرفته است. بعنوان مثال كلمه (برود) در زبان فارسي در گيلگي به (بوشو) در زبان سمناني به (بنته ) و در زبان كردي به (بچو) تبديل شده ولي كلمه گئد در زبان تركي ايراني يعني برو هيچگونه تغيير نيافته و وجه مشتركي با واژه هاي مزبور ندارد .يا كلمه ايست در زبان فارسي با كمي تغيير در روسي بصورت (ايستوي ) درآمده و در زبان كردي بصورت (اويستا) ديده مي شود همچنين كلمات پدر و مادر از زبان انگليسي و آلماني بصورت (فادر و مادر) مشاهده مي شود.
به هرتقدير و با تمام اين تفاسير بايد گفت زبان فارسي با وجود حكومت هاي ترك زبان چون غزنويان – سلجوقيان – اتابكان – ايلخانان – تيموريان – قره قويونلو و آق قويونلو- صفويان – افشاريان و قاجاريه نكرده و اصل و ريشه خود را حفظ نموده است و زبان آذري نيز با وجود چندين ميليون آذربايجاني نمي تواند از ابتدا تاكنون تغيير چنداني كرده باشد و ريشه آن همان آذري قديم است . كلمه آذربايجان خود دليل براين ادعاست (کاویانپور،1378، ص87-85).
زبانهاي رايج در آذربايجان غربي در حال حاضر
در حال حاضر در آذربايجان غربي زبانهاي آذري و كردي زبانهاي اصلي را تشكيل مي دهند و اقليت هاي مذهبي نيز به زبانهاي آشوري – ارمني و كليمي تكلم مي كنند .زبان آذري از نظر دستوري بسيار غني است و شايد بتوان گفت يكي از غني ترين وكامل ترين ادبيات فولكلوريك جهان به شمار مي رود .
با اينحال در سالهاي اخير زبان آذربايجانيان كم كم به فارسي تغيير مي يابد .
همانطوركه زبان گيلکي رو به اضمحلال است و تقريباً جاي خودرا به فارسي داده است و اين درحالي است كه در آغاز قرن بيستم 2780 زبان وجود داشته و اينك درانتهاي قرن 600 زبان بيشتر وجود ندارد . اين روند اضمحلال در عين حال كه حتمي است اما موجب تاثير و تاسف نيز هست چرا كه هر زبان حامل گنجينه اي از فرهنگ و مدنيت است .بديهي است كه زبان هاي قوي با بالندگي روز افزون غني تر شده و زبان هاي ضعيف میدان را ترك خواهند كرد . اما تلاش براي نابودي هر زباني، حركتي غير انساني و مذموم است. چرا كه خصوصاً در ايران اسلامي (زبان ولهجه های مختلف) خود عامل وحدت ، مليت و اسلامیت بوده و هست و بايد گفت كه همدلي از هم زباني بهتر است. ايراني مقتدر و يكپارچه در سايه اتحاد همه مردم ايران ، با هر زبان و لهجه اي متصور است و هرگونه دامن زدن به اختلاف زباني در كشور جز، به نفع دشمنان كشور نيست(كريمي،1384،ص130).
| < قبلی | بعدی > |
|---|










